تحمل کن عزيز دل شکسته
تحمل کن به پای شمع خاموش
تحمل کن کنار گريه ی من
به ياد دلخوشی های فراموش
جهان کوچک من از تو زيباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تکرار اسم ساده ی توست
صدايی در من عاشق اگر هست
منو نسپر به فصل رفته ی عشق
نذار کم شم من از آينده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توی آغوش بخشاينده ی تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردم و يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو٬گرفتار تو باشم
***
نذار از رفتنت ويرون شه جانم
نذار از خود به خاکستر بريزم
کنار من که وا می پاشم از خود
تحمل کن٬تحمل کن عزيزم
به من فرصت بده رنگين کمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حديث تازه ی عشق توام من
به پايانم نبر٬از نو بياغاز
منو نسپر به فصل رفته ی عشق
نذار کم شم من از آينده ی تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توی آغوش بخشاينده ی تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردم و يار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو٬گرفتار تو باشم.
ابی